الشيخ أبو الفتوح الرازي

143

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

قوله ( 1 ) : او كصيّب . اگر گويند : « او » كه در خبر شود ، به معنى شكّ بود پندارى كه گفت : يشبه هذا او ذاك ( 2 ) ، با اين ماند يا با آن . و اين [ 34 - ر ] شكّ باشد ، و شكّ بر خداى روا نباشد ، گوييم : از اين ( 3 ) چند جواب است : يكى آن كه كلام را اگر چه ظاهر او خبر است ، متضمّن است معنى امر را ، يعنى حال اين منافقان ماننده است به حال كسى كه آتش بر افروزد و به حال كسى كه اصحاب باران باشد ( 4 ) . تو كه محمّدى - عليه السّلام - مخيّرى . خواهى به اين تشبيه كن ، خواهى به آن تشبيه كن . پس « او » تخيير را باشد ، شكّ را نباشد . جواب دوم آن است كه : « او » ، اباحت را بود ، چنان كه : جالس الحسن ، او ابن سيرين . و فرق از ميان تخيير و اباحت آن بود كه در تخيير يكى شايد كردن بر انفراد ، و در اباحت جمع شايد كردن ميان هر دو . جواب سوم آن است كه : « او » ، براى تفصيل آورد ، پندارى حق تعالى گفت : اين منافقان بسيارند ، حال بعضى با حال اصحاب آتش مىماند و حال بعضى با اصحاب باران ، چنان كه گفت : وَقالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى . . . ( 5 ) ، « قالوا » ، ضمير جهودان و ترسايان است به يك جا ، تقدير آن است كه جهودان گفتند : جهود باشى ( 6 ) ، و ترسايان گفتند : ترسا باشى ( 7 ) . و مثال ديگر آن است ( 8 ) كه گفت : وَكَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها فَجاءَها بَأْسُنا بَياتاً أَوْ هُمْ قائِلُونَ ( 9 ) ، بعضى ( 10 ) عذاب ما به بعضى رسيد به شب ، و به بعضى رسيد و ايشان به قيلوله خفته ( 11 ) . جواب چهارم آن است كه : « او » ، به معنى « بل » است ، و بل اضراب را باشد ، چنان كه گفت : وَأَرْسَلْناه إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ ( 12 ) ، و المعنى بل يزيدون ، و چنان كه شاعر گفت :

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها تعالى . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها يا . ( 3 ) . مر : اين سخن را . ( 4 ) . اساس : باشند ، به قياس با نسخه مج و اتّفاق ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 135 . ( 6 ، 7 ) . باشى / باشيد . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : آيه . ( 9 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 4 . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : يعنى . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها بودند . ( 12 ) . سورهء صافّات ( 37 ) آيهء 147 .